
یکی دل را شکست و رفت
و من او را نبخشيدم
كه يك تكه از آن را به يغما برد
و من هرگز نترسيدم
كه غرورم ، وجودم را زير پا له كرد
و من شايد نفهميدم
كه او من را نمي خواهد
و من هرگزنپرسيدم !!
چرا اين زندگي درد است
و من از درد پرسيدم
كه از دنيا چه مي خواهد
و من از اشك فهميدم
يكي باشد كنار دل هميشه ياورش باشد
و من با او نرقصيدم
پي مستي و شور عشق دمادم ساغرش باشد
و من جامي ننوشيدم
« مریم ملکی »
|
گردآورنده : ستاره
موضوع پست:
حرف های من|لینک
پست|شماره پست : 656|تعداد |







